close
تبلیغات در اینترنت
–22

خانه | پست الکترونیک | آرشیو

دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فايل هاي آموزشي و پژوهشي نقد و بررسي مظالب دانشگاهي پروژه هاي دانشجويي تحقيق و مقاله


–22

برای دیدن پایان نامه اینجا کلیک کنید

   

–22

حماسی: شاعر گران‌قدر، اسدی توسی، که گردآورندهی نخستین لغت‌نامهی فارسی (لغت فرس) و یکی از نام‌آوران مناظره است. در اشعارش به اخلاق توجه خاصی داشته است؛ چنان‌که در کتاب گرشاسب‌نامه که مشهورترین اثر وی بوده، می‌توان اشعار زیادی را درمورد اخلاق پیدا کرد.
ستیزآوری کار اهریمن است ستیزه به پرخاش آبستن است
 
همیشه در نیک و بد هست باز تو سوی در بهتری شو فراز
 
چه رفتن ز پیمان، چه گشتن ز دین که زین هر دو به ز آسمان و زمین
چو یار گنه‌کار باشی به بد به جای وی از تو بپیچی، سزد
 
جهان آن نیرزد برِ پرخرد که دانایی از بهر او غم خورد
همان خواه بیگانه و خویش را که خواهی روان و تن خویش را
 
چنان زی که مور از تو نبود به دود نه بر کس نشیند ز تو باد و گرد
(اسدی طوسی)
حکیم فرزانهی طوسی، فردوسی، بزرگ‌ترین شاعر حماسه‌سرای ماست. هدف اصلی او از نظم داستان‌های حماسی و توصیف و بزرگداشت قهرمانان دوره‌های اساطیری و پهلوانی شاهنامه‌اش، تجسم و ارائهی انسان‌های برتری است که به کمک نیروهای بدنی و سجایای اخلاقی‌شان، رهایی‌بخش ایران و ایرانی از شر دشمنان اهرمن خوی و زمینه‌ساز پیشرفت هموطنان خویش در جهت کمال و سربلندی هستند. وی به واسطة هماهنگی میان سجایای اخلاقی و استعداد هنری‌اش همچنین نجابت و صفای ضمیر و عشق وی به مجد و بزرگواری و عواطف انسانی و محبتش به ضعفا و شکست‌خوردگان و وطن‌دوستی و احساسات ژرف او به خداوند، همراه با اطلاعات گسترده و ذوق و قریحهی خلاقش اثری آن چنان فاخر و شکوهمند را از لحاظ اخلاقی به رشتهی نظم کشیده که نه تنها در میان آثار حماسی زبان فارسی بلکه در بین آثار بزرگ ادبی جهان ممتاز و کم‌نظیر است.
از جمله عواملی که بدین منظومهی پهلوانی عظمت می بخشد و آن را در ردیف آثار فناناپذیر اخلاقی قرار می‌دهد، این است که در حماسه‌های اساطیری و پهلوانی شاهنامه، جنگ و انتقام‌جویی، که محور اصلی اغلب رویدادهاست، به‌رغم جنگ‌های دیگر نوع بشر، برای ارضای حس خودخواهی و برتری‌جویی قهرمانان انجام نمی‌گیرد بلکه اغلب به منظور ایفای وظیفه‌ای مقدس و همراه با اهدافی متعالی به وقع می‌پیوندد و این تذکار حکیمانه که هرکس ستم روا دارد و بدی کند دیر یا زود سزای عملش را خود یا فرزندان او خواهند دید، نصب‌العین همیشگی پهلوانان دست‌پروردهی فردوسی است:
هر آن کس که اندیشة بد کند به فرجام بد با تن خود کند
جهان را نباید سپردن به بد که بر بدکنش بی‌گمان بد رسد
(فردوسی، دفتر 8، ب 9، ص 53، وب 1685، ص 153)
مقتضیات سبک شعر حماسی و حال و هوایی که از لحاظ هنر بیان در فضای داستان‌های اساطیری و پهلوانی باید جاری و حاکم باشد تا شکوهمندی و جاذبیت را برای آن فراهم سازد و انگیزهی شور و احساس خواننده شود، ایجاب می‌کرده است که آن اندیشه‌های بلند و آرزوهای والا به وسیلهی انسان‌های آرمانی – که به مرحلهی اوج اخلاقی رسیده و به صفات پسندیده متّصف شده‌اند – جامة عمل بپوشد. لذا در کالبد شکافی ابعاد شخصیت چنین انسان‌های آرمانی و بررسی جهان‌بینی و خُلقیات آن‌ها، که درواقع چیزی جز بازتابی از طرز تفکر و پایبندی‌های اخلاقی و علائق مذهبی خود حماسه‌سرای بیدار دل ما نیست، به مجموعه‌ای هماهنگ از ارزش‌های معنوی برخورد می‌کنیم که عناصر آن را روشنایی‌ها یا صفات و روحیات ذیل تشکیل می‌دهد:
آزادی از تعلقات دنیوی، اعتقاد به کیفر الهی و رستاخیز، امیدواری به خداوند، بخشندگی، بردباری و مدارایی، بی‌آزاری، بی‌رشکی، بی‌طمعی، پاک‌رأیی، پاکی گوهر، پرهیزکاری، پندپذیری، خاموشی و کم‌گویی، خدمت به خلق و فریادرسی مظلوم، خردمندی، دادگری، دانایی و دانش‌اندوزی، دلیری و نیرومندی، دین‌داری و راستی، رضا و خرسندی، سپاسگزاری، شرم و آزرم، صلح دوستی فروتنی، فروخوردن خشم و کظم غیظ، تلاش و کوشش، گفتار نیک، مردمی و مروّت، مردی و مردانگی، نفس‌کشی و ترک هوا، نیک‌نامی، وطن‌دوستی، هنروری و صفات پسندیدة دیگری چون پاک‌دامنی، دوراندیشی، رازداری، وفا به عهد، وقت‌شناسی و سایر ارزش‌های معنوی که «هرکس که دارد هش و رای و دین» به دارندة چنین صفاتی آفرین می‌فرستد و به یقین پروردگار چنین انسان آرمانی را می‌ستاید و تمجید می‌نماید.
فردوسی شاعری است که از طرفی به واسة تهی بودن کلام استوارش از چاپلوسی و ژاژخایی و بی عفتی و تعبیرات دور از اخلاق و از سوی دیگر به سبب ارادت عمیقش به اسلام و خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) خصوصاً حضرت علی(علیه السلام) او را در ردیف انگشت‌شمار شاعران متعهدی قرار داده است که با فروغ معنوی اندیشه‌های معنوی خود به شعر کهن فارسی رونق بخشیده و بر غنای ادبیات ایران افزوده‌اند (رزمجو، 1382، ص 370).
داستانی: جوانمردی و عیارپیشگی از ویژگی‌های اخلاقی ایرانیان است و فرامرزبن خداداد ارّجانی با مهارت تمام این ویژگی را در جای‌جای کتاب پرفضیلت خود «سمک و عیار» بیان کرده است. این کتاب که از بهترین نمونه‌های نثر فارسی است، سرگذشت سمک و داستان جوانمردی‌های وی را نشان می‌دهد و سرشار از نام‌ها و آداب و رسوم زیبای ایرانی است. داستان سمک عیار قدیمی‌ترین نمونهی باقی‌مانده از داستان‌پردازی در زبان فارسی است و از چند جهت اهمیت بسیار دارد. نخست از جهت عبارات و لغات و اصطلاحات که گنجینه‌ای گران‌بهاست و اگر از کتاب‌های تفسیر و تاریخ بگذریم، مفصل‌ترین و بزرگ‌ترین متنی است که از قرن‌های ششم و هفتم در دست مانده است. ارزش این کتاب شاید بیشتر از این جهت باشد که انشای ادیبانه نیست و زبان معمول و رایج زمان را بهتر از نوشته‌های مصنوع و متکلف و منشیانه نشان می‌دهد. متن کتاب شامل لغات فراوانی است که یا در کتاب‌های دیگر این زمانه دیده نمی‌شود یا در اینجا در معنی اصطلاحی خاص آمده است، اما فایدة مهم‌تر اطلاعاتی است که از این کتاب دربارة اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران در قرون ششم و هفتم می‌توان به دست آورد. از جملة این اطلاعات اجتماعی در مرحلة اول وضع عیاران یا جوانمردان در جامعة آن روزگار است و شرایط و اوصاف اخلاقی این طبقه که در کتاب آمده و دیگر امور اجتماعی، از ساختمان خانه‌ها و کوچه و برزن و بازار و سرای و وضع شهر و زینت زنان و لباس طبقات مختلف مردان و آداب اجتماعی و… (ارجانی، 1362، ص 11)
کلیله و دمنه از دیگر آثار داستانی است که سرشار از پند و عبرت و حکمت است. این اثر گران‌بها را رودکی به نظم و ابوالمعالی نصرالله منشی به نثر فصیح و زیبای فارسی در آورده است. موضوع کتاب داستان‌هایی عبرت‌آمیز است از زبان حیوانات به ویژه دو شغال به نام‌های «کلیله» و «دمنه» و در جای‌جای آن عبرت‌های اخلاقی به چشم می‌خورد.
حماسه‌های عرفانی: نظامی بزرگ در مثنوی مخزن‌الاسرار نشان داد که بدون راه داشتن به دربار هم می‌توان شاعر بزرگی بود. وی با توجه به مضامین اخلاقی، تأثیرات انکارناپذیری بر شعر فارسی گذاشت و ثابت کرد که شاعر می‌تواند چیزهای دیگری به جز مدح و توصیف را در شعرش مطرح کند.
نظامی پیش از این همچون شاهد آگاه فرهنگی که پیام ادبیات اخلاقی زبان فارسی را عمیقاً درک و جذب کرده است، نموده شد. او نمی‌کوشد این پیام را از طریق تکرار منتقل کند بلکه به گونه‌ای مستقلانه و به دلخواه این پیام را تجربه می‌نماید و در آن زندگی می‌کند؛ لذا جز آنچه را که میزید و درمی‌یابد، بر زبان نمی‌آورد (فوشه کور، 1377، ص 364).
عمر به خشنودی دل‌ها گذار تا ز تو خشنود شود کردگار
دردستانی کن و درمان‌دهی تات رسانند به فرماندهی
گرم شو از مهر و ز کین سرد باش چون مه و خورشید جوانمرد باش
 
هر که به نیکی عمل آغاز کرد نیکی او روی بدو باز کرد
گنبد گردنده ز روی قیاس هست به نیکی و بدی خودشناس
(مخزن‌الاسرار، ب 39 تا 44)
سنایی از دیگر شاعرانی است که می‌توان در آثارش مضامین اخلاقی را به وضوح مشاهده کرد. کتاب «سیرالعباد الی المعاد» به شیوهی تمثیل و به موضوعات اخلاقی پرداخته است. در دیگر آثار سنایی همچون «مثنوی عشق‌نامه» نیز می‌توان مفاهیمی پیرامون مواعظ و حقایق و حکم پیدا کرد. وی در قصاید خود نیز برخلاف غزلیاتش به زهد و حکمت و مضامین اخلاقی روی آورده است.
اخلاق سنایی اخلاقی است مبتنی بر قطع آشکار پیوند از علایق دنیوی که سرمنشأ آن در تنزیه و در درجهی اول دستیاب‌ترین قدرت و استعداد انسان یعنی عقل را به کار می‌گیرد و این امر ما را به گرامی‌ترین مفهوم اخلاق سنتی رهنمون می‌گردد (فوشه کور، 1377، ص 339).
************************************* *************************************   نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net *************************************   *************************************     پیام او دعوت به درون‌ بیناست و تحذیر از ظاهرپرستی، و هدف او جست‌وجوی راه حق است و نشان دادن آن به کسانی که راه را گم کرده‌اند. با داشتن قصاید و غزلیات حکمت‌آمیزی که مشحون از زهد و اخلاق و عرفان اسلامی است و با مثنوی‌های بلند عارفانه‌اش خصوصاً حدیق‌الحقیقه که آکنده از تعبیراتی لطیف دربارهی مکارم اخلاقی و توحید و ستایش از قرآن و بزرگداشت پیامبر و ائمة هدی – علیه‌السلام – است، از ستارگان فروزان آسمان ادبیات ایران به شمار می‌رود. (رزمجو، 1382، ص 374)
هدف اصلی مکاتب تربیتی، دینی و عرفانی فراهم کردن زمینه‌های تحول روحانی انسان است که با شناخت آلودگی‌ها و بیماری‌های نفسانی و از بین بردن آن‌ها و تجلی انوار الهی در وجود انسان هدف تربیتی آنان محقق می‌شود. چنین تربیتی، ساده و سطحی نیست و تمامی جنبه‌های وجود انسان را در بر می‌گیرد و به حرکت و تحولی همه‌جانبه نیاز دارد. بنابراین، در تربیت عرفانی علاوه بر ظاهر و رفتارهای ظاهری، باطن و زوایای پنهان آن نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. به همین سبب، عارفی چون مولانا در تعالیم تربیتی خویش، همانند یک عالم تربیتی و یک روان‌شناس حاذق به درمان بیماری‌هایی می‌پردازد که در لایه‌های زیرین باطن آدمی ریشه دوانده‌اند (احمدیان، 1387، ص 15).
مولانا جلال‌الدین محمد مولوی فروزان‌ترین ستارهی آسمان ادب عرفانی فارسی که شعرش از کانون معارف قرآنی و اصول اسلامی استضائه می‌کند و از دلی پاک و ضمیری روشن برمی‌آید. از میان آثار مولانا مثنوی معنوی که آکنده از آیات قرآنی، احادیث نبوی، لطائف عرفانی، سخنان اولیا و مشایخ و دستورالعمل‌های اخلاقی و اجتماعی است که با بیانی ساده و روان و در قالب داستان‌هایی دلکش و آموزنده به رشتة نظم کشیده شده است. مثنوی معنوی در باب اخلاق و تربیت نکته‌سنجی‌های فراوان دارد. مولانا سرچشمة همة خوشی‌ها را جان می‌شمارد و لذات معنوی را بر لذات جسمانی ترجیح می‌دهد و در طریقت، ریا و خودپرستی را به مثابه بند و زنجیری آهنین می‌شناسد که مانع سیر در مدارج کمال می‌شود و حتی علم و دانش را اگر سبب مزید عُجب و پندار شود، فضیلت نمی‌شمارد بلکه حجاب راه می‌داند. بنابراین، اخلاص و پاکی نیت را هم در علم و هم در عمل لازم می‌داند (رزمجو، 1382، ص 376).
تعلیمی: از اواخر قرن پنجم/ یازدهم، تدوین سلسلة درخشانی از رسائل اخلاق سنتی آغاز می‌شود که همگی ریشه در اخلاقیات اندرزنامه‌ها دارند. در این رسائل نقش ادبی رفته رفته گسترش می‌یابد و در آثار سعدی به اوج می‌رسد (فوشه کور، 1377، ص 5).
مصلح، ملقب به مشرف‌الدین و مشهور به سعدی در عرصة نظم و نثر جزو کسانی است که به بُعد اخلاق توجه ویژه‌ای داشته است. مضمون بوستان سعدی، که اولین اثر مدون وی و جزو شاهکارهای بی‌رقیب شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات است که در ده باب گردآوری شده است. گلستان نیز گرچه هشت باب مختلف و یک مقدمه دارد اما مضمون اصلی تمام باب‌های آن اخلاق است و بس. سعدی توانسته است اثری کاملاً شخصی در بهترین سنت رساله‌های اخلاقی فارسی پدید آورد. وی مردی اخلاقمند است که سخنانش در نقطهی مقابل دیگران قرار دارند.
دربارهی شیوة کلی سعدی در تعالیم تربیتی او آورده‌اند که سعدی ضمن حکایات و اشعار خود از طریق تحلیل رفتار اخلاقی انسان و تأثیر آن در رشد و تکامل فرد در بالاتر بردن سطح معرفت اخلاقی و همچنین اصلاح رفتار افراد اقدام می‌کند (احمدیان، 1387، ص 19).
حکایات ادبیات فارسی بدون شک بهترین نمونه برای پی بردن به آگاهی‌ای است که نویسندگان از خود و از موقعیت اخلاقی زمانهی خود داشته‌اند. فصاحت و بلاغت حکایات و سخنان سعدی بوده که زندگی اخلاقی چندین نسل را تحت تأثیر قرار داده است (فوشه کور، 1377، ص 10)
گلستان او، که به شیوه‌ای هنرمندانه، آمیخته به شعر و توأم با حکایات جالب در هشت باب نگاشته شده، در واقع تصویری از دنیای واقعیت‌هاست. در این کتاب، چهرهی اخلاقی و روحی انسان‌ها آن‌چنان که هستند نه آنچنان که باید باشند، استادانه نگارگری شده و زشتی‌ها و زیبایی‌های موجود در جوامع بشری و تناقضات و تضادهایی که در جهان‌بینی و طرز تفکر و دلبستگی‌های طبقات و افراد مختلف وجود دارد، موشکافانه تفسیر گردیده و در قالب داستان‌هایی دل‌انگیز و مزیّن به آیات قرآنی و احادیث نبوی و همراه با اشعار فارسی و عربی و نکته‌های دقیق حکمی و عرفانی در نهایت بلاغت مدوّن شده است.
سعدی نسبت به خلق جهان مشفق و مهربان است. او مبشر صلح و بشردوستی است و چون کرامت انسان و آزادی او در نظرش اهمیت فراوان دارند، غایت آرزویش تفاهم میان ملت‌ها و از بین رفتن خصومت‌ها و کدورت‌ها از جوامع انسانی است و در این ارتباط با احساس مسئولیت و غمخواری نسبت به ناتوانان و بیچگارگان، خطاب به مصلحان و خیراندیشان، توصیه‌هایی این چنین دارد که در باب اول گلستان می‌خوانیم:
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
(سعدی، 1371، ص 80)
سعدی گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن در باب پنجم بوستان می‌گوید:
عبادت به اخلاص نیت نکوست و گرنه چه آید ز بی مغز پوست؟
 
چه زنّار مغ بر میانت چه دلق که در پوشی از بهر پندار خلق
(سعدی، 1372: بیت 2500)
 
یا اندر سلامت گوشه‌نشینی و صبر بر ایذای خلق باب هفتم (در عالم تربیت) بوستان می‌گوید:
اگر در جهان از جهان رسته ای است در از خلق بر خویشتن بسته‌ای است
کس از دست جور زبان‌ها نرست اگر خودنمای است و گر حق‌پرست

 

اگر بر پری چون ملک ز آسمان به دامن در آویزدت بد گمان

به کوشش توان دجله را پیش بست نشاید زبان بد اندیش بست
 
(سعدی، 1372: بیت 3060…)
یکی دیگر از نثرهای ادبی ایرانی، مرزبان‌نامه است که در اصل توسط مرزبان بن رستم و به زبان طبری تهیه شده اما بعدها دانشمندی به نام وراوینی آن را به فارسی تحریر و ترجمه کرده است. این کتاب شامل نه باب است. اصل کتاب به شیوة کلیله و دمنه و سرشار از عبرت و اندرز و حکمت و مسائل اخلاقی است.
تاریخی: تاریخ بیهقی اثر ارجمند ابوالفضل بیهقی تاریخ حکومت غزنویان به خصوص سلطان مسعود را بیان می‌کند و پر است از اندرز و عبرت و سخنان خردمندانه که خواننده را متوجه می‌کند تا در آنچه خوانده است دقت کند و ذهن خویش را برای دریافت نتایج اخلاقی به کار اندازد و از بین نیک و بد یکی را برگزیند.
«… و هر بنده که خدای عزّوجل او را خردی روشن عطا داد و با آن خرد که دوست به حقیقت اوست، احوال عرضه کند و با آن خرد، دانش یار شود و اخبار گذشتگان را بخواند و بگردد و کار زمانهی خویش نیز نگاه کند، بتواند دانست که نیکوکاری چیست و بدکرداری چیست، سرانجام هر دو خوب است یا نه و مردمان چه گویند و چه پسندند و چیست که از مردم یادگار ماند نیکوتر…» (بیهقی، 1386، ص 157).
بیهقی نیز سعدی‌وار با خامة سحرآفرین با نقل داستان‌های تاریخی به دنیا فریفته‌شدگان و خودکامگان را بر ریختن خون بی‌گناهان سرزنش می‌کند و از ستم راندن بازمی‌دارد و از کیفر روز رستخیز می‌ترساند. وی مردم را به داشتن دل، انسان می‌شمارد و چنین می‌گوید:
«چنان دان که مردم را به دل، مردم خوانند و دل از بشنودن و دیدن قوی و ضعیف گردد که تا بد و نیک نبیند و نشنود، شادی و غم نداند اندر این جهان. پس بباید دانست که چشم و گوش، دیده‌بانان و جاسوسان دل‌اند که رسانند به دل، آنکه ببینند و بشنوند…» (همان، ص 1098).
اخلاقی، اجتماعی: عنصرالمعالی، کیکاووس بن اسکندربن قابوس وشمگیر، از شاهزادگان خاندان زیاری است و کتابی به نام قابوس‌نامه را برای نشان دادن راه و رسم زندگی به فرزندش گیلان‌شاه به یادگار گذاشته است. این کتاب که از جملهی مهم‌ترین کتب اخلاقی ایرانیان به شمار می‌رود شامل 44 باب است و تأثیر متون آموزشی پیش از اسلام نیز در آن مشاهده می‌شود.
«روزی عیاران در جایی گرد هم نشسته بودند. مردی وارد شد و پرسید: جوانمردی چیست؟ فرق جوانمردی و ناجوانمردی کدام است؟ و اگر عیاری نشسته باشد و مردی بر او بگذرد و پس از زمانی مرد دیگری با شمشیر به دنبال او و بپرسد: فلان کس از اینجا گذشت؟ عیار چه پاسخ دهد؟ اگر بگوید نگذشت دروغ است و اگر بگوید گذشت سخن‌چینی کرده است. مردی پاسخ داد: من جواب می‌دهم. اصل جوانمردی آن است که هرچه بگویی، بکنی، میان جوانمردی و ناجوانمردی صبر است و جواب عیار آن بود که از آنجا که نشسته بود برخیز و یک قدم آن‌طرف‌تر بنشیند و بگوید: تا وقتی من اینجا نشسته‌ام، کسی از اینجا نگذشته است تا راست گفته باشد…» (ارّجانی، 1378: 249).
شعر مکتبی: ناصرخسرو قبادیانی نخستین گوینده‌ای است که شعر را به طور کلی در خدمت فکر اخلاقی و اجتماعی و در مسیر اندیشهی مکتبی قرار داده است. در سرتاسر اشعار او حتی یک بیت وصف معشوق و مدح و توصیف وجود ندارد. تمام اشعار وی در حقیقت‌جویی، کمال انسانی، علم و اعتقاد خلاصه می‌شود. شعر او مدح و هزل و غزل نیست، حکمت و تحقیق است. به اعتقاد وی آدمی باید دل را که تجلی‌گاه انوار الهی و کعبة حقیقی است، به نور عرفان صفا بخشد و لحظه‌ای از خدای غافل نباشد و در همة امور بر او توکل کند.
ای روی داده صحبت دنیا را شادان و برفراشته آوا را
غره مشو به زور و توانایی کاخر ضعیفی است توانا را
والا نگشت هیچ کس و عالم نادیده مر معلم والا را
بررس به کارها به شکیبایی زیرا که نصرت است شکیبا را
 
باران به صبر پست کند، گرچه نرم است، روزی آن که خارا را
یاری ز صبر خواه که یاری نیست بهتر ز صبر مر تن تنها را …
(ناصرخسرو، قصیده، 77، ص 166)
ناصرخسرو تنها شاعری است که شعر را وسیله‌ای برای تبلیغ و ترویج افکار دینی و اخلاقی قرار می‌دهد و به تعبیر خودش «به یاری سپاه دین و سپر خرد»، مبارزه‌ای نستوه را در برابر «لشکر زمانه و تیغ تیز دهر» آغاز می‌کند و به اتکای مکتب خاص خود و احساسات ملتهبی که از مایه مذهب و ارادت به خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) سرچشمه می‌گیرد، از شعر همچون سلاحی مؤثر در جهت پیکار با جهل بی‌دینی و بی‌خردی سود می‌جوید. خطوط برجستة شعر ناصر خسرو را دین و اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تشکیل می‌دهد. فضیلت‌جویی و تعهد اخلاقی و مذهبی در سراسر اشعارش مشهود است و بلندی همت و مناعت طبع و بی‌اعتنایی به زر و زور و زخارف دنیوی از سخنانش پیداست (رزمجو، 1382، ص 372)
مکر و حسد و کبر و خرافات و طمع را مپذیر و مده ره به در خویش و حوالی
 
خواری مکش و کبر مکن بر ره دین رو مؤمن نه مقصر بود این پیر نه غالی
بر خلق جهان فضل به دین جوی ازیراک دین است سر سروری و اصل معالی
(ناصرخسرو، قصیده 21، ص 43)
خواجه‌شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی مشهورترین و محبوب‌ترین شاعر ایرانی است که شعرش مقبولیت خاص و عام دارد. وی حافظ قرآن و آشنا با لطایف کلام‌ الهی و معارف اسلامی است و به واسطة عشق سرشاری که نسبت به حقیقت دارد، با آن‌ها که زهد دروغین و ظواهر دیانت را وسیلهی رسیدن به منافع شخصی قرار می‌دهند، مخالف و از ریا و تزویر گریزان است. چنان‌که می‌گوید:
حافظا میخور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر منه چون دگران قرآن را
(حافظ، 1378، غزل 9،ص 15)
به نظر حافظ حقیقت هستی وجود خدای تعالی است که تجلی‌گاه وی دل‌های پاک انسان‌هایی است که قلوبشان از عشق معنوی سرشار می‌باشد و رسیدن به حقیقت و درک لقای حق جز از راه پاک کردن روح از رذایل اخلاقی و کشتن حرص و خودپسندی و امیال نفسانی، مقدور نیست. او در آثارش همواره با نفاق و تقوای ظاهری مخالفت می‌کند و معتقد است که باید به آزادگی زیست و سرانجام با پاکی و عزت نفس و شرافت، زندگی را بدرود گفت.
صرف نظر از اصطلاحات عرفانی که در دیوانش به کار رفته و هر کدام اشارت و کنایتی است، شعر او از لحاظ اشتمال بر نکته‌های اخلاقی و دستورالعمل‌های زندگی در خور ستایش است. مناعت طبع، آزادگی، بی‌اعتنایی به زخارف دنیا، تشویق به سعی و عمل، توصیه به شکیبایی و صبر در برابر ناملایمات، قناعت و خرسندی، اخلاص و پرهیز از ریا و نفاق و… مضامینی است که چنان مرواریدهای درخشان شعر حافظ را آکنده از روشنایی و صفا ساخته است (رزمجو، 1382: 380).
حافظ در قطعات خود در مورد اخلاق چنین می‌گوید:
بر تو خوانم ز دفتر اخلاق آیتی در وفا و در بخشش
هر که بخراشدت جگر به جفا همچو کان کریم زر بخشش
کم مباش از درخت سایه فکن هر که سنگت زند ثمر بخشش
از صدف یاد دار نکتة حلم هر که برّد سرت گهر بخشش
(حافظ، 1378،ص 357)
و در آخر، از شاعران خارجی فارسی زبان نیز می‌توان امیرخسرو دهلوی را نام برد که به تقلید از نظامی آثاری را از خود به جای گذاشته است و برخی از اشعار وی نیز رنگ و بوی اخلاقی دارد. او در توسعة فرهنگ ایرانی در خارج از ایران نیز نقش مهمی را ایفا کرده است.
با توجه به موارد بالا و دیگر تحقیقات در کتب نامدار ادب فارسی، می‌توان چنین برداشت کرد که از روزگاران دیرین تاکنون، اخلاق نقشی اساسی در ادبیات ما داشته و از موضوع‌های محوری رشته‌های مختلف ادبیات همچون داستان و شعر بوده است. امروزه نیز می‌توان تجلی اخلاق را در آثار شاعران و نویسندگان معاصر کشور مشاهده کرد ولی به جهت طولانی شدن مطلب از آوردن آن‌ها صرف نظر می‌کنیم.
فصل اولکلیات1-1- بیان مسئلهاخلاق جمع «خُلق» به ‌معنی سیرت و باطن است. مراد از خُلق، شکل نفسانی و صفات روحی انسان است. مقصود از اخلاق، عالی‌ترین و کامل‌ترین علم اخلاق است که چون مستلزم آشنایی کامل با علوم دیگر است، آخرین درجه‌ی حکمت است. اخلاق مورد نظر کانت نه مبتنی بر مابعدالطبیعه است ـ اعم از فلسفی و دینی ـ و نه مبتنی بر علم و نه مأخوذ از مشاهدات روان‌شناسی است. قرآن کریم برای تهذیب اخلاق اهمیت خاصی قایل است و آن را موجب فلاح و رستگاری می‌داند. «قَد اَفلَحَ مَن تزکّي». یا در نهج‌البلاغه آمده است: «هرکس به ادب الهی مؤدب شود، این ادب او را به رستگاری دایم می‌کشاند. در حکمت ۱۰۹ نهج‌البلاغه آمده است: «هیچ میراثی همانند ادب و اخلاق نیکو نیست». در نهج‌البلاغه فضایل و رذایل اخلاقی به‌نحو احسن تبیین و معرفی شده است.
در مثنوی هم اخلاق با نکات بدیع و دلچسب و تشبیهات تازه همراه است؛ اخلاقی که در مثنوی مولانا مطرح است، اخلاقی الهی است که مبدأ محور حرکت آن، خداوند است و مقدمه‌ای برای ورود به عرفان و عروج روح به‌ مراتب بالاتراست. مولانا مسائل اخلاقی را یک امر حقیقی و وجودی می‌داند.
حس دنیا نردبان این جهان حس دینی نردبان آسمان
صحت ایـن حـس بجوییـد از طبیب صحت آن حس بخواهید از حبیب
حال شایان ذکر است که در عرف عامه، احکام اخلاقی زمانی ارزش اخلاقی دارند که واجد کلیت باشند، وقتی می‌گوییم: به عهد خود وفا کن یا رَد امانت واجب است. این احکام فقط موقعی اعتبار دارد که کلیت داشته باشد. در غیر آن، جنبه‌ی مصلحت‌جویی و انتفاعی خواهد داشت؛ یعنی نسبی و مشروط خواهد بود و صفت اخلاقی از آن سلب خواهد شد. اراده‌ی نیک به‌طور مطلق و به ذات نیک است و نیکی اراده، تابع هیچ‌گونه سود و زیان نیست. چنین به‌نظر می‌رسد هم پیر بلخ و هم حضرت علی (ع) قایل به هر دو نوع اخلاق «نسبی و مطلق» هستند. با توجه به موارد ذکر شده سعی بر این است که با نگاهی ادبی به هر دو اثر (مثنوی و نهج‌البلاغه)، به بررسی اخلاق بین دو متن نظم و نثر ـ فارسی و عربی ـ ذکر شده، بپردازیم و به سؤالات ذیل نیز پاسخ داده شود.
اخلاق تابع نیازهای فردی و اجتماعی است یا از حقیقتی جهان‌شمول برخوردار می‌باشد؟
در چه مواقعی مولانا و حضرت علی (ع) قایل به اخلاق مطلق‌اند و در چه مواقعی، اخلاق را نسبی می‌دانند؟
حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه و جلاالدین مولانا در مثنوی بیش‌تر به کدام نوع اخلاق تمایل دارند؟
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیقدرخصوص اخلاق در متون ادب فارسی به‌خصوص ادبیات تعلیمی که بیش‌ترین نوع ادبی است، بحث و بررسی‌هایی صورت گرفته است، حتی به اسم و باب؛ مانند: در اخلاق درویشان از سعدی ـ علیه‌الرحمه ـ و غیره. اما به بررسی مطلق یا نسبی‌بودن در دو متن، یکی به نثر و دیگری به نظم، یکی از امام اول شیعیان حضرت علی (ع) و دیگری از حضرت مولانا، پرداخته نشده است؛ البته تفاوت دیدگاه و نوع متن کار را بر محقق دشوار خواهد کرد. امید است با انجام این پژوهش، یعنی مقایسۀ تطبیقی اخلاق در مثنوی و نهج‌البلاغه به نتایج معنی‌داری دست یابیم.
1-3- اهداف پژوهشبا بررسی دو اثر مثنوی و نهج‌البلاغه از منظر نسبی یا مطلق‌بودن به چگونگی دیدگاه مولانا در اثرش و حضرت علی (ع) در دومین کتاب پس از قرآن کریم در مقوله‌ی مذکور دست خواهیم یافت.
دستیابی به هر نتیجه‌ای (مطلق یا نسبی‌بودن اخلاق) گامی به پیش برای شناخت هرچه بیش‌تر دو اثر مذکور است.
نتایج حاصل از این تحقیق در شناخت دقیق‌تر اندیشه‌های دو صاحب اثر مؤثر خواهد بود.
شیوه‌ی استفاده‌ شده در بررسی بینامتنی این دو اثر، الگوها و ظرفیت‌های تحقیق ادبی را نشان خواهد داد.
1-4- فرضیه های پژوهشبا توجه به اینکه اخلاق یک اراده‌ی خیر و ارزش ذاتی و مطلق به ودیعه گذاشته شده از سوی حق تعالی در وجود انسان است و اینکه اخلاق از حقیقتی جهان‌شمول برخوردار است، انسان با در نظر گرفتن اغراض خود و نیازهای فردی و اجتماعی به آن نسبیت می‌دهد.
هرگاه سخن از عقل و اخلاق عملی به‌میان می‌آید، مولانا و حضرت علی (علیه السلام) اخلاق را مطلق می‌دانند. اگر پای نیازهای مادی و فردی و اجتماعی در میان باشد، اخلاق را نسبی می‌دانند.
تمایل مولانا و حضرت علی (علیه السلام) البته به ‌سوی حقیقتی جهان‌شمول است.
فصل دومتعریف اخلاق(نسبی یا مطلق)2-1- اخلاق و موضوع آن«اخلاق» واژۀ عربی و جمع مکسر خُلق و خُلُق است.از مادۀ آن(خ،ل،ق) سه لغت وضع و استعمال شده است:«خلق»و«قلخ»و«لخق» که در همۀ این لغات، معنای«اندازه و تقدیری معین و ثابت» نهفته است.(ابن منظور، 1408 : 4/194)
خلق به معنای سرشت و مربوط به آن دسته صفاتی است که در نفس راسخ و تثبیت شدهاند، به طوری که صاحب آن صفت بی درنگ کار متناسب و متناظر با آن انجام میدهد. به عبارت دیگر خُلقها صفات پایدار نفسانی هستند که خاستگاه رفتار آدمیاند. از این صفتها در علم اخلاق به « ملکه» یاد میشود.
2-2- تاریخچه علم اخلاقبی شک بحثهای اخلاقی از زمانی که انسان گام بر روی زمین گذارد آغاز شد، زیرا ما معتقدیم که حضرت آدم علیه السلام پیامبر خدا بود، نه تنها فرزندانش را با دستورهای اخلاقی آشنا ساخت بلکه خداوند از همان زمانی که او را آفرید و ساکن بهشت ساخت مسائل اخلاقی را با اوامر و نواهی اش به او آموخت.
سایر پیامبران الهی یکی پس از دیگری به تهذیب نفوس و تکمیل اخلاق که خمیر مایه سعادت انسانها است پرداختند، تا نوبت به حضرت مسیح علیه السلام رسید که بخش عظیمی از دستوراتش را مباحث اخلاقی تشکیل می دهد، و همه پیروان و علاقه مندان او، وی را به عنوان معلم بزرگ اخلاق می شناسند.

ارسال شده در جولای 10, 2017


+ نوشته شده در چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت 21:3 توسط aaaa | | تعداد بازدید : 25

مطالب قبلی

» کسب درآمد از سایتای برون سپاری
» پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق
» فروش فایل پایان نامه : حقوق متهم در مرحله احضار
» پایان نامه : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان با فرمت ورد
» پایان نامه ارشد: رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان
» پایان نامه : عملکرد مهاربند کمانش ناپذیر و تعیین پارامترهای عملکرد لرزه ای مورد استفاده استاندارد 2800 ایران -فروش فایل
» کسب درآمد از سایت های برون سپاری (دورکاری) در ایران
» gl/l (1180)
» پایان نامه-45- ریسرچ دانشگاه
» فول تکست-4444- دانلود نمونه پایان نامه

صفحات وبلاگ

منوی اصلی

تبلیغات

دسته بندی خبر ها

نظر سنجی

درباره ی ما


آرشیو

پیوند های وبلاگ

امار وبلاگ

امکانات


Powered By
rozblog.com

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ postch محفوظ می باشد.